Top of Form
چاپ کنید
Include Comments (۵)
۱۳۸۹/۰۲/۳۱
داریوش آشوری و «پرسه ها و پرسش ها»
توسط فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار)
کتاب «پرسه ها و پرسش ها» که در هفته های اخیر منتشر شد،۲۹ مقاله داریوش آشوری را در باره برخی از مهم ترین چهره های فرهنگ و سیاست ایران و برخی از مهم ترین پرسش های نظری در ایران معاصر در بر می گیرد.
داریوش آشوری از انگشت شمار متفکران خلاق ایرانی در عرصه فلسفه، سیاست نظری،علوم انسانی و زبان شناسی،از معتبرترین مترجمان متون دشوار فلسفی و علوم اجتماعی و از خلاق ترین چهره های فرهنگی ایران است.
تالیفات و ترجمه های داریوش آشوری،که از ساختی منسجم و زبانی پیراسته،زنده و روان برخورداراند،از دهه چهل تا کنون،بر زبان فارسی و روند تفکر در ایران تاثیر و نفوذی خلاق داشته و ترکیب ها و واژه هائی که آشوری در این چند دهه خلق و وضع کرده است در غنی کردن گنجینه زبان فارسی در عرصه فلسفه و علوم انسانی و مباحث نظری نقشی مهم داشته اند.
داریوش آشوری مقاله های کتاب «پرسه ها و پرسش ها» را در ۳ فصل با عنوان های چهره ها،گشت و گذار و نقد و نظر طبقه بندی کرده است.
داریوش آشوری که در نوجوانی با انتشار کتاب «فرهنگ سیاسی» شهرت و اعتبار بسیار کسب کرد و از همراهان نزدیک خلیل ملکی بود،در فصل چهره ها در کتاب پرسه در متن تصویرهائی جذاب از برخی چهره های بزرگ سیاسی و فرهنگی ایران از جمله خلیل ملکی،جلال آل احمد و غلام حسین ساعدی به دست می دهد.
در دو فصل دیگر کتاب مقالاتی با عنوان های مارتین هایدگر،یاد احمد فردید،نیچه و ایران،معمای حافظ،رندی و نظربازی،تراژدی روشنفکری ما، فرهنگ هزاره،فرهنگ بزرگ سخن،معمای بوف کور و سخنی درباره فرهنگ نویسی دو زبانه و.. منتشر شده است.
مقاله ای که آشوری در نقد کتاب «غرب زدگی» جلال آل احمد نوشت و در سال ۱۳۴۶،در اوج محبوبیت آل احمد و به دوران رواج گرایش «بازگست به هویت و سنت» منتشر شد،همراهی آشوری با خلیل ملکی،خلاق ترین و مستقل ترین چهره سیاسی ایران در عرصه سیاست نظری و عملی که با سرکوب دربار پهلوی دوم و حمله های بی رحمانه چپ سنتی به انزوای سیاسی تبعید شده بود،متونی که آشوری در نقد فرهنگ و روشنفکری ایران منتشر کرده و پیشگامی او در ترجمه آثار درخشانی که چشم اندازهای تازه ای را در عرصه تفکر بر خوانندگان فارسی باز می کنند،بر خلاقیت نظری و شجاعت فکری آشوری گواهی می دهند.
داریوش آشوری در مرداد ۱۳۱۷ در تهرن متولد شد. در نوجوانی عضویت سازمان جوانان حزب توده را پذیرفت اما در ۱۶ سالگی از این حزب جدا شد و به «جامعه سوسیالست های نهضت ملی» پیوست که به رهبری خلیل ملکی، با نقد وابستگی حزب توده به شوروری سابق و نقد تحجر فکری و ساختار غیر دموکراتیک این حزب،راهی نو درافکنده و به جنبش سوسیال دموکرات های مستقل نزدیک بود.
آشوری در این دوران به عضویت هیات اجرائیه جامعه سوسیالیستهای نهضت ملی ایران انتخاب شد.
آشوری در سال ۱۳۴۲ از دانشکده حقوق و علومِ سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران لیسانس حقوق گرفت اما تحصیلات خود را در دکترای حقوق ادامه نداد.
نخستین کتاب آشوری با عنوان «فرهنگ سیاسی»،که به دوران دانشجوئی او منتشر شد،از نخستین کتاب های تالیفی در زبان فارسی در این عرصه بود و صدها ترکیب و واژه اشتقاقی تازه را در زبان فارسی باب کرد.این کتاب بیش از سی بار تجدید چاپ شده و هنوز نیز با عنوان «دانشنامه علوم سیاسی» در برخی دانشگاه های ایران تدریس می شود.
آشوری در سال ۱۳۴۸ از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران و عضو نخستین هیات دبیران این کانون بود.
آشوری چند سالی در موسسهٔ شرقشناسی دانشگاه آکسفورد و دانشگاه زبانهای خارجی توکیو تدریس و عضوِ هیات مولفان لغت نامه فارسی در موسسه لغت نامه دهخدا و عضو هیات ویراستاران دانشنامه ایرانیکا بود و چند سال نیز سردبیری نشریه معتبر «نامه علوم اجتماعی» را در موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران بر عهده داشت.
از مهم ترین آثار تالیفی آشوری می توان به دانشنامه سیاسی،بازاندیشی زبان فارسی،شعر و اندیشه،تعریف ها و مفهوم فرهنگ،فرهنگ علوم انسانی،ما و مدرنیته،درآمدی به جامعه شناسی سیاسی،هستی شناسی حافظ یا عرفان و رندی در شعر حافظ و زبان باز، پژوهشی درباره زبان و مدرنیت اشاره کرد.
آشوری برخی آثار مهم فردریش نیچه چون چنین گفت زرتشت،فراسوی نیک و بد،تبارشناسی اخلاق و غروب بتها و کتاب هائی چون مکبث اثر ویلیام شکسپیر،آرمانشهر نوشته تامس مور،شهریار اثر ماکیاولی و تاریخ فلسفه نوشته فردریک کاپلستون را ترجمه و منتشر کرده است.
© 2010تمام حقوق این وبسایت بر اساس قانون کپیرایت برای رادیو فردا محفوظ است.
http://www.radiofarda.com/content/f3_ashoori_bookreview_Iran/2048753.html
توسط: سرکوهی از: فرانکفورت
۰۱ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۳:۲۳
آقای آسوی عزیز. پرسه در زبان فارسی دو معنا دارد. مجلس ختم و معنائی که آقای آشوری به کار برده است.کاربرد دوم از مصدر پرسیدن ساخته شده است
توسط: آریان از: ایران
۰۱ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۲:۳۲
دوست عزیزی که از استکهلم نظر گذاشتندباید به چند نکته توجه می کردند.
اول این که فرض کنیم پرسه در کردی دارای معنی باشه (که به گفته شما هست). این چه ارتباطی داره به این که ما از معنای فارسی اون استفاده نکنیم؟ و اگر از معنای فارسی اون استفاده کردیم آیا این دلیل قاطعیه که از معنای کردی اون بی خبریم؟نکته دیگه این که آن چه که به معنای مجلس تحریم! (ترحیم درست تره) دانسته اید parse
نیست. بلکه porse هست. که به معنای عیادت از بیمار هم هست. و در لهجه اقوام دیگر ایرانی هم کاربرد داره.
توسط: سیمین
۰۱ ۰۳ ۱۳۸۹ ۰۷:۵۵
آسو جان متمئنی که اون موش مصری را در لغط معین دیدی؟ من که ندیدم. بی زحمت شماره صفحه اش را بنویس تا ما هم زیارتی کرده باشیم آنرا .
توسط: نام مستعار
۳۱ ۰۲ ۱۳۸۹ ۱۶:۰۲
آقای سرکوهی عزیز بیشتر تمایل دارد که مولف را بشناساند تا تالیف را.اما فکر می کنم که باید برعکس باشد. آشوری را همه می شناسند اما ما می خواهیم این کتابش را بشناسیم. با سپاس.
توسط: آسو کرمانشاهی از: استکلم
۳۱ ۰۲ ۱۳۸۹ ۱۵:۱۸
آقای سرکوهی عزیز، تنها یک مورد و یک پرسش!
آقای آشوری به اعتقاد بنده اصلا" زبانشناس و فرهنگ شناس نیست. چرا؟ زیرا این دو گروه به زبان و فرهنگ ارج و توجه بسیار دارند. از آفای آشوری بپرسید واژه تراشیدن و یا به دگر سخن تولید واژگان و جملات کلیشه ای یک کاری که می بایست همه زبانهای زنده دنیا انجام بدهند ولی این هنر نیست. هنر و ارج این است که شخصی مثل آقای آشوری، و قبل از واژه ساختن، از یکی از اصیل ترین و غنی ترین زبانهای زنده هند و ایرانی یعنی زبان کردی بپرسد که "پرسه" یعنی چه. آقای آشوری این واژه پرسه در زبان کردی یعنی مراسم تحریم برای یک مرده. همین. پس شما اگر زبانشناس بودی می بایست دستکم از زبانهای آریایی یعنی کردی و بلوچی هم نیمچه اطلاعات و دانشی می داشتی که شوربختانه، حالا به هر دلیلی، نداشته و نداری. و همینطور است داستان فرهنگ لغط معین که در برابر واژه کردی آسو که یک واژه بسیار مورد استفاده یعنی هم نام پسر است و هم در فارسی میشود افق، آقای مرحوم معین نوشته: یک نوع موش در صحرای مصر.
آخه خدابیامرز، تو اولا چرا این واژه من در آوری مصری را در فرهنگ لغط فارسی آورده ای؟ و دوما از کی و در کجای ایران این واژه را شنیده ای که نیاز باشد شما آنرا، مثل واژه شوفاژ که فرانسوی است و مورد استفاده مردم، آنرا در فرهنگ لغط خود جای بدهی؟
Bottom of Form
http://www.ibna.ir/vdcaa6ne.49nwo15kk4.html
بررسی پادشاهی« بهرام چوبینه»در شاهنامه فردوسی
| 14 آذر 1387 ساعت 12:48 |
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «سید ضیاءالدین ترابی» در نشست «بررسی تاریخی بهرام چوبینه در شاهنامه فردوسی» گفت: «داستان بهرام چوبینه، از داستانهای جذاب و عبرتآموز شاهنامه است که فردوسی در آن حقایقی را درباره سلسله اشکانی مطرح میکند که پیش از آن ساسانیان این حقایق را از تاریخ ایران پاک کردهاند.»
وی که در شانزدهمین مجموعه از درس گفتارهای فردوسی در شهرکتاب مرکزی سخن میگفت، با اشاره به اهمیت تاریخی «بهرام چوبینه» گفت: «این داستان از نظر اهمیت تاریخی و نیز از نظر نشان دادن وضعیت اجتماعی و آغاز افول دولت ساسانی، خواندنی و شگفتانگیز است.»
وی افزود: «بهرام چوبینه، از نژاد پارتیان، سرداری بزرگ بود که پس از تحقیر از سوی هرمزد و شورش علیه او، در زمان خسروپرویز چند ماهی بر تخت سلطنت مینشیند تا اینکه خسروپرویز، روم را به کمک میطلبد و با کمک سپاه روم، سلطنت از دست رفته را بازمییابد.»
این شاعر یادآور شد: «گردیه در شاهنامه، تنها خواهر بهرام است که تا آخرین لحظه پشتیبان او میماند و سوارکاری ماهری بهشمار میآید که در دلاوری بسان بهرام است و حتی پس از مرگ برادر، جامه رزم او را میپوشد و بر اسب بهرام مینشیند.»
به گفته
کوشش جلال خالقی مطلق - هشت جلد
نشر- مرکز پژوهش های ایرانی اسلامی
قیمت نسخه ای که در اختیار دارم 1500000 ریال است
پس از هزار سال بهترین شاهنامه به دست توانای یک ایرانی گردآوری شد.
پیش از این شاهنامه های گوناگونی داشته ایم آنچه در ذهن ماست شاهنامه چاپ مسکو که مرجع بسیاری بوده است. کتاب های نامه ی باستان دکتر کزازی که در یاداشتی دیگر ازآن خواهم نوشت، بر پایه چاپ مسکو است.
من خود شاهنامه چاپ مسکو و ژول مل را در دست داشتم گاهی نسخه ی ژول مل را بیشتر می پسندیدم و گاهی این ها را در برابر هم می گذاشتم با دانش اندکم گاهی می گفتم اینجا این بهتر و آنجا آن بهتر است. چهار سال پیش که به کلاس شاهنامه خوانی می رفتم همه شاهنامه هایشان را می آوردند هیچ دو نسخه ای مانند هم نبود. خوشبختانه دکتر خالقی مطلق با پژوهش سی ساله و باز بینی پنجاه شاهنامه و انتخاب پانزده نسخه ، ما را به یک نسخه بسیار خوب برای پژوهش رسانده اند. رو نوشت یک نمونه از صفحات آن را در ادمه می گذارم تا نشان داده شود که چه رنجی در این سال ها برده اند.
این نخستین شاهنامه است که به دست یک ایرانی آن هم خارج از کشور نشر یافته است.

متن شاهنامه دکتر خالقی مطلق را در پیوند زیر بخوانید:

برداشت از سایت زنده
رود
اریخ تولد : 20 شهریور 1316
محل تولد: تهران
..............................
جلال خالقی مطلق، اخذ دیپلم در سال 1337 از دبیرستان مروی در تهران؛ اخذ درجهٔ دکتری در سال 1349 (1970) از دانشگاه کلن (آلمان) در رشتههای شرقشناسی، مردمشناسی و تاریخ قدیم؛ تدریس زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران از سال 1350 (1971) در بخش ایرانشناسی دانشگاه هامبورگ (آلمان) .
..............................
چندی از آثار او
تألیفات (کتاب، مقاله، ترجمه، سخنرانی)
* ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، دفتر یکم، نیویورک 1366، سی و چهار + 374 صفحه.
* ابوعلی بلخی"، دانشنامهٔ ایران و اسلام، دفتر 8، تهران 1357، ص 1073ـ 1078.
* اجناس"، دانشنامهٔ ایران و اسلام، دفتر 9، تهران 1357، ص 1192 ـ 1193.
* "ادب"، دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی، ج1، ص 243ـ 251.
* "آزارکامی و خودآزارکامی در شعر فارسی"، کارنامه 1373/ 1، ص 19ـ 33.
* از ایران چه نامیتر؟ پیک مهر 1379/ 104 ـ 105، ص 12ـ 14.
* "از شاهنامه تا خداینامه"، نامهٔ ایران باستان 1386/ 1ـ 2، ص 3ـ 115.
* "از گِل شعر تا گُل شعر (نظر نظامی دربارهٔ شعر و شاعری)"، ایرانشناسی 1370/ 3، ص499ـ 512.
* "اشکبوس"، دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی، ج1، ص 440.
* بدیههسرای
ی شفاهی و شاهنامه"، ایرانشناسی 1376/ 1، ص 38ـ 50.
* "بزرگمهر بُختگان"، دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی، ج2، تهران 1386، ص 10ـ 12.
* "بیژن و منیژه"، دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی، ج2، ص 98ـ 100.
...
نقد و پاسخ به نقد * "احمد تفضّلی ـ ژاله آموزگار، نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانهای ایران"، ایراننامه 1366/ 1، ص143ـ 145.
* "اختیارات شاهنامه"، هستی 1372/ 3، ص 102ـ 118.
* "دربارهٔ رستم و سهراب بنیاد شاهنامه"، سخن، دورهٔ 23، 1353، شمارهٔ 11، ص1168ـ 1174، شمارهٔ 12، ص 1293ـ 1301؛ دورهٔ 24، شمارهٔ 1، ص33ـ 43.
* "داود منشیزاده، مطالعات موضعنگاری ـ تاریخی دربارهٔ حماسهٔ ملی ایران"، آینده 1358/ 4ـ 6، ص352ـ 366؛ 7ـ 9، ص 616 ـ 631.
* "روش نوینی در نقد!"، ایرانشناسی 1371/ 2، ص 346ـ 354.
* "شاهنامهٔ دیگران"، کیهان فرهنگی 1369/ 2، ص36ـ 39.
* "شاهنامهٔ لکی"، به اهتمام حمید ایزدپناه، ایرانشناسی 1384/ 4، ص 795ـ 799.
* "شاهنامه و موضوع نخستین انسان"، ایراننامه 1362/ 2، ص 223ـ 228.
* "گناه از کیست؟ از فوکو!"، ایرانشناسی 1374/ 3، ص 531 ـ 539.
* "نکاتی بر ملاحظاتی"، ایرانشناسی 1380/ 2، ص 325ـ 343.
* "نکتههائی دربارهٔ سی نکته در ابیّات شاهنامه"، آینده 1363/ 2ـ 3، ص113ـ 125؛ 4ـ 5، ص331ـ 341.
* "نمونههایی از تحریف گزارش پیشینیان"، پر 1371/ 83، ص 36ـ 40.
داستان، فیلمنامه، نمایشنامه
* از ما بهتران، سنگ 1380/ 12، ص 66 ـ74.
* افسانهٔ مرغ عشق، انتشارات نمودار (بیلفلد) 1377/ 1998، 57 صفحه.
* برگی چند از روزنامهٔ سفر فرنگستان، پر 1377/ 156، ص 24ـ 25.
* پستچی محلهٔ ما و سیاست انگلیس، پَر 1377/ 148، ص 22ـ 25. بازچاپ: تمبر 1382/ 15، ص 24ـ 26.
* تحریر شد، تَمّت، پَر 1377/ 151، ص 18ـ 22.
* ترن لندن به منچستر سر ساعت حرکت کرد، پر 1377/ 55، ص 25.
* زال و رودابه (فیلمنامه) سنگ 1377/ 8 و 9، ص 118ـ 135.
* زن کاردان و مردان نادان (نمایشنامه)، پر 1377/ 153، ص 22ـ 27.
* مرگ هدهد، پر 1377/ 158، ص 28ـ 31.
* مرد پیر و چنار کهن، سنگ 1380/ 11، ص 37ـ 42.
* گنجشکهای پکن، پَر 1377/ 147، ص 20ـ 21؛ چاپ دوم: سنگ، آخن (آلمان) 1377/ 6 ـ7، ص 105ـ 106.
* من همیشه کمی دیر میرسم، پر 1378/ 170، ص 21.
* موضوع انتقال بخشی از بیماران تیمارستان لندن به تیمارستان منچستر، پر 1378/ 160، ص 34؛ چاپ دوم: آسمایی 1379/ 15، ص 7.
* یادداشتهای آقای خجالتی، پر 1379/ 172، ص 22ـ 24. 
شعر
* اردنگ مادر، گوهران 1383/ 6، ص 147.
* اروتیکا پرسیکا (26 رباعی) پر 1378/ 164، ص 26ـ 28.
* افسوس افسوس! (9 رباعی)، پر 1380/ 185، ص 13.
* آوای نرم هوس (7 رباعی)، پر 1380/ 184، ص 25.
* با یاد ایران (6 رباعی)، پر 1380/ 192، ص 11.
* بیا نشینیم ای دوست...، بخارا 1383/ 35، ص 160.
* پرسیکُس آمُریس (14 رباعی)، پر 1378/ 166، ص 26ـ 27.
* ترانه (چهار رباعی)، کارنامه 1379/ 6، ص 71.
* چند دوبیتی، پر 1381/ 197، ص 15.
* خلواره (ترانهها)، بیلفلد (آلمان) 1376 (1997)، 68 صفحه.
* در سوگ لاله و لادن، بخارا 1382/ 29 ـ30، ص 138ـ 139.
* سیرک مسکو، پر 1378/ 168، ص 29ـ 31.
* گفت و شنود، پر (چاپ واشنگتن)، 1369/ 58، ص 18ـ 21، 29.
* منم آن ماهی دور از دریا، پر 1381/ 203، ص 13.
* نگارههای رنگین هوس (5 رباعی)، پر 1380/ 193، ص 23.
* هَلا اهورا! ـ تا هسته خسته هستم! (دو غزل)، کارنامه 1377/ 4، ص 89.
* یک دل همه پر ز مهرِ ایران دارم (4 رباعی)، بخارا 1384/ 42، ص 186.
گفتگوها
* مصاحبه روزنامهٔ مردمسالاری، تهران 15 شهریور 1386، شمارهٔ 1609؛ بازچاپ در ایرانشناسی 1386/ 3، ص 400ـ 425؛ بازچاپ در روزنامهٔ نیمروز، چاپ لندن.
* سرچشمههای تدوین تاریخ ایران (گفتگو)، تلاش، هامبورگ (آلمان) 1384/ 23، ص 110ـ 116.
* گفتگو، کلک 1374/ 68 ـ70، ص 230ـ 260.
* گفتگو، گلچرخ (چاپ تهران) 1374/ 12، ص 8 ـ12؛ 1375/ 13، ص22ـ 24؛ 1375/ 14، ص 36ـ 37.
«اگر شاهنامه نبود، زبان فارسی نمیماند» جلال خالقی مطلق از فردوسی و شاهنامه گفت
دکتر جلال خالقی مطلق در گفتگو با قدس: زبان فارسی رمز ماندگاری ملت ماست