دیشب در خواب دیدم پروانه ای بودم گرد شمع.امروز نمیدانم خواب دیدم یا پروانه ای هستم در خواب
پاسخ:
این یک داستان ذن بسیار معروف است و نام وبلاگ من هم از این داستان گرفته شده است. در یکی از پست هایم هست.
چه جالب ! من از دوستم شنیدم با دوستم در مورد شعر سپید و تفاوتش با نثر بحس میکردیم که این رو برام مثال زد من هم تا شنیدم یاد شما افتادم منبعش رو جویا شدم گفت ترجمه یک شعر زاپنیه.
و اگرنه من نه ژاپنی بلدم نه سوادم قد میده :)
در هر صورت ذهن آدمی رو بسیار درگیر میکنه چه شعر باشه چه داستان چه معروف و چه گمنام مهم شناخت شمع و تلاش و گردش تا رسیدن به اونه
به نظر بنده حقیر سرا پا تقصیر شمع در مرکز گردش قرار دارد و همه چیز در حال گردشه از هسته ی اتم و الکترون گرفته تا گردش زمین و زمان و سیارات و منظومه ها و ...
و آیا در این گردش ناگذیر آدمی میتواند از گردش به ایستد !!؟
و آیا در این گردش ناگذیر موجودی میتواند از گردش به ایستد !!؟
و آیا در این گردش ناگذیر میشه از مداری به مدار دیگر رفت !!؟
پس اول باید مرکز گردش (شمع) را فهمید و بعد تلاش کرد برای نزدیکی به راس گردش.
با عرض پوزش مجداد از خار استدلالهام :)
با عقل گشتم همسفر یک کوچه راه از بی کسی شد ریشه ریشه دامنم از خار استدلالها (صائب)