صادق هدایت - شاهنامه

صادق هدایت

چهارشنبه 15 آبان‌ماه سال 1387
در زندگی زخم هایی است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این درد ها را نمی شود به کسی اظهار کرد ، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد ، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند - زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله ی افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر اینگونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می افزاید.
...

من فقط برای سایه ی خودم می نویسم که جلو چراغ به دیوار افتاده است، باید خودم را بهش معرفی بکنم

برگرفته از آغاز داستان بوف کور



بخش اول: سالهای جوانی

بخش دوم: کافه نشینی صادق هدایت
بخش سوم: نقش زن در زندگی صادق هدایت
بخش چهارم: یاس و سرخوردگی

بخش پنجم: علل خودکشی صادق هدایت
بخش ششم: ملی گرائی و عرب ستیزی هدایت
بخش هفتم: هدایت و شکوه ایران باستان
بخش هشتم: هدایت از کجا احتیاج به نوشتن پیدا کرد
بخش نهم: صادق هدایت و بررسی نوشته های گوناگون او
بخش دهم: صادق هدایت؛ بینش فردی و شناخت اجتماعی
بخش یازدهم: طنز درآثار صادق هدایت
بخش دوازدهم: تکنیک داستان نویسی صادق هدایت
بخش سیزدهم: اهمیت داستان 'بوف کور' و ابهام در این شاهکار هدایت
بخش چهاردهم: تاثیر پذیری صادق هدایت از نویسندگان غربی

برگرفته از :کتابخانه گویا

با سپاس فراوان از  خانم گیتی مهدوی گرداننده ی خزانه ی کتاب های صوتی به زبان فارسی   کتابخانه ی گویا