تا قونیه همسفر سعید-۳ - شاهنامه

تا قونیه همسفر سعید-۳

پنج‌شنبه 15 آذر‌ماه سال 1386
عکس های نیشابور سعید در وبلاگش باز نشد این عکس را که نقطه آغاز سفرش بود را انتخاب کردم


به دریایی در افتادم که پایانش نمی بینم
به دردی مبتلا گشتم که درمانش نمی دانم

چه جویم بیش از این گنجی که سر آن نمی دانم؟
چه پویم بیش از این راهی که پایانش نمی بینم؟

عطار نیشابوری



:عطارو مولانا

سلطان العلما(پدر مولانا) در نیشابور با شیخ عطار دیدار کرد، هنگامی که عطار ، جلال الدین را نگریست به یک نگاه دریافت که در کانون سینه وی آتش عشق فروزانست ، بی اختیار گفت: "زود باشید که این پسر تو آتش در سوختگان عالم زند ، آنگاه کتاب اسرارنامه را به وی ارمغان داد". مولانا درباره عطار فرمود  :ـ
"عطار روح بود وسنایی دوچشم او      ما از پی سنایی و عطار آمدیم"